رمزم این شگلی بود: یک آشنای قدیمی را از سال ها قبل از توی پیامرسان می کشیدم بیرون و فقط یک نقطه می گذاشتم
یا به یک استوری ریپلای می زدم و فقط یک نقطه
به معنی سلام. و یادم تو را فراموش.
بدقول تر از عکاس ها کیک فروش ها هستن که اون چیزی که برات خامه کشی و دیزاین میکنن اصلا شبیه عکسی که فرستادی نیست
زندگی هم مث خودکار محبوبت می مونه که از ترس تموم شدن انقد باهاش کم مینویسی که بالاخره یه روز جوهرش خشک میشه و هیچوقت ازش استفاده نکردی..
اولین گاز رو به ساندویچم زدم و اولین قطره اشکم سر خورد افتاد گوشه لپم
پرسید چت میشه یهو ؟
چون فقط نوشته بودم بعدا حرف بزنیم..
بله، من دختری هستم که 5 دقیقه یک بار یک چیزی م میشود.
بالاخره وقت کردم با یک آهنگ ترکی بغض کنم و با آهنگ ستاره مرد ویگن برای خودم گریه کنم.
سرکار به دختره گفتم خاله بیا جلوتر
نگاهم به خط چشمش افتاد و گوشه ی چشمش که سایه سفید داشت خندم گرفت که صداش کردم خاله..
من من تو زندگیم خط چشم به اون زیبایی نداشتم که اون دختربچه داشت.
فرو نریز عزیزم، من تو رو اشک به اشک ساختم.
ما حتی دلیل گریه هامون باهم فرق میکرد زیبا.
اینجا مینویسم چون خجالت میکشم ریلز های غمگین اینستاگرام رو برای کسی شر کنم و بگم feel the same
میخواهم اسم آدم ها را توی گوشی ام تغییر بدهم تا دیگر توقعی نداشته باشم.
مثلا اسم حوا را گذاشتم «بهش دارو سفارش نده»